شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در میان گفتگوهای روزمره، تیترهای خبری حوادث یا حتی هنگام تحلیل شخصیتهای سینمایی، با واژههایی نظیر سادیسم یا مازوخیسم برخورد کرده باشید. بسیاری از افراد این دو مفهوم را به جای یکدیگر به کار میبرند یا تصور میکنند هر نوع خشونتی سادیسم است و هر نوع تحمل دردی، مازوخیسم. اما واقعیت ماجرا بسیار پیچیدهتر و ظریفتر از این تعاریف سطحی است. درک دقیق فرق سادیسم و مازوخیسم نه تنها به شناخت لایههای پنهان روان انسان کمک میکند، بلکه مرز باریک میان یک گرایش رفتاری خاص و یک اختلال نیازمند درمان را نیز روشن میسازد.
فرق سادیسم و مازوخیسم چیست؟
این دو اصطلاح، ریشه در ادبیات و تاریخ دارند و سپس وارد دنیای پزشکی شدهاند. سادیسم (Sadism) از نام «مارکی دو ساد»، اشرافزاده و نویسنده فرانسوی قرن هجدهم گرفته شده است که در آثارش لذت بردن از رنج دیگران را توصیف میکرد. در مقابل، مازوخیسم (Masochism) از نام «لئوپولد فون زاخر-مازوخ»، نویسنده اتریشی قرن نوزدهم وام گرفته شده که شخصیتهای داستانهایش از تحت سلطه بودن و درد کشیدن لذت میبردند.
اما در روانشناسی مدرن، داستان کمی متفاوت است. وقتی روانشناسان درباره فرق سادیسم و مازوخیسم صحبت میکنند، به یک طیف رفتاری اشاره دارند. سادیسم به معنای کسب لذت (جنسی یا روانی) از طریق تحمیل درد، رنج یا تحقیر بر دیگری است. فرد سادیست، انرژی روانی خود را با “اعمال قدرت” و کنترل بر قربانی به دست میآورد. این احساس کنترل، هسته اصلی سادیسم است.
در نقطه مقابل، مازوخیسم به معنای کسب لذت یا آرامش از طریق دریافت درد، تحقیر یا اسارت است. تفاوت سادیسم و مازوخیسم در اینجا، در جهتِ جریان انرژی است؛ مازوخیست با “رها کردن قدرت” و سپردن کنترل خود به دیگری، به نوعی رهایی یا لذت میرسد. برخی تحلیلگران معتقدند که مازوخیسم تلاشی برای فرار از بار سنگین مسئولیتهای فردی یا راهی برای مدیریت احساس گناه ناخودآگاه است و با اختلال شخصیت نمایشی متفاوت است.
نکته بسیار مهمی که باید در بررسی فرق سادیسم و مازوخیسم به آن توجه کنیم، تمایز بین “رفتارهای توافقی” و “اختلالات روانی” است. در کتابهای مرجع روانشناسی مانند DSM-5، داشتن فانتزیهای سادیستیک یا مازوخیستیک به خودی خود بیماری نیست. زمانی اینها به عنوان “اختلال” شناخته میشوند که باعث پریشانی قابل توجه در فرد شوند، یا در مورد سادیسم، شامل آسیب رساندن به افراد ناراضی باشند. بنابراین، یک فرق سادیسم و مازوخیسم اساسی با مدلهای بیمارگونه، در عنصر “رضایت” و “آگاهی” نهفته است.
«مازوخیست کسی است که از دریافت درد لذت میبرد، در حالی که سادیست کسی است که از تحمیل آن لذت میبرد. مازوخیسم زمانی که به صورت ایمن و با رضایت انجام شود، میتواند بخشی از یک زندگی جنسی سالم باشد. اگر تمایلات مازوخیستیک منجر به آسیب یا پریشانی شود، مراجعه به متخصص سلامت روان اهمیت مییابد.»
“A masochist is someone who enjoys receiving pain, while a sadist is someone who enjoys inflicting it. Masochism can be part of a healthy sex life when practiced safely and consensually. If masochistic tendencies lead to harm or distress, seeking help from a mental health professional is important.”
به نقل از Verywell Mind

تفاوت سادیسم و مازوخیسم
جدول زیر به شما کمک میکند تا به سرعت دریابید که چگونه این دو پدیده در انگیزهها، رفتارها و پیامدها با هم متفاوت هستند.
| ویژگی | سادیسم (Sadism) | مازوخیسم (Masochism) |
| منبع اصلی لذت | تحمیل درد، رنج یا تحقیر به دیگران | دریافت درد، رنج یا تحقیر از دیگران |
| دینامیک قدرت | تمایل به سلطهگری، کنترلگری و فاعل بودن (Active) | تمایل به سلطهپذیری، اطاعت و مفعول بودن (Passive) |
| هدف ناخودآگاه | کسب احساس اقتدار، غلبه بر ترس از ضعف | رهایی از خودآگاهی، تنبیه خود یا تخلیه گناه |
| نقش در رابطه | تعیینکننده قوانین، محدودیتها و شدت عمل | پذیرنده قوانین و مجری دستورات طرف مقابل |
| واکنش به درد | لذت از مشاهده واکنشهای دردناک در دیگری | لذت از تجربه حسی درد در بدن یا روان خود |
| نگرش به کنترل | کنترلگر بودن برای او حیاتی و لذتبخش است | رها کردن کنترل برای او آرامشبخش است |
| نمونههای روزمره | لذت از تمسخر دیگران، قلدری، ترولینگ اینترنتی | لذت از غذاهای تند، ورزشهای طاقتفرسا، درامهای غمگین |
تفاوت سادیسم با مازوخیسم فراتر از اتاق خواب است و میتواند به سبک زندگی و نحوه تعامل فرد با جهان پیرامونش نفوذ کند. در سادیسم، فرد با بیرونی کردن خشم و نیاز به قدرت، سعی در تثبیت خود دارد، در حالی که در مازوخیسم، فرد با درونی کردن این احساسات و تبدیل آنها به رنج، به دنبال نوعی رستگاری یا آرامش کاذب است. جالب است بدانید درونی کردن احساسات در این افراد الزاما به نشخوار فکری منجر نمیشود.

سادیسم و مازوخیسم در مغز
شاید برایتان جالب باشد که بدانید چرا اصلاً مغز انسان باید از درد لذت ببرد یا از آزار دیگران خوشحال شود؟ آیا فرق بین سادیسم و مازوخیسم در ساختار مغز هم وجود دارد؟ تحقیقات عصبشناسی نشان میدهد که مناطق پردازش درد و لذت در مغز انسان همپوشانی عجیبی دارند.
«درد و لذت محرکهای قدرتمندی برای رفتار هستند و از نظر تاریخی متضاد هم در نظر گرفته میشدند. شواهد نوظهور از حوزههای تحقیقاتی درد و پاداش، به شباهتهای گستردهای در بسترهای آناتومیک (ساختاری) احساسات دردناک و لذتبخش اشاره دارد.»
“Pain and pleasure are powerful motivators of behaviour and have historically been considered opposites. Emerging evidence from the pain and reward research fields points to extensive similarities in the anatomical substrates of painful and pleasant sensations.”
به نقل از Nature Reviews Neuroscience
در مغز یک فرد مازوخیست، سیگنالهای درد میتوانند مسیرهای پاداش و ترشح دوپامین را فعال کنند. در مورد سادیسم، مشاهده درد در دیگران میتواند همان مراکز لذت را تحریک کند. بنابراین، یک فرق سادیسم و مازوخیسم در این است که محرک اولیه (درد خود یا درد دیگری) متفاوت است، اما نتیجه شیمیایی در مغز (لذت) مشابه است.
تشخیص سادیسم و مازوخیسم
تشخیص صحیح این وضعیتها کار سادهای نیست و نیاز به تخصص بالینی دارد. بسیاری از افراد به اشتباه هر نوع رفتار خشن را سادیسم مینامند. اما در روانشناسی بالینی، برای تشخیص دقیق و درک فرق سادیسم و سادیست واقعی، از معیارهای استانداردی استفاده میشود. کسی که گاهی فانتزی قدرت دارد لزوماً “سادیست” (به عنوان یک تشخیص بالینی) نیست.

طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، مرز بین یک گرایش رفتاری و یک اختلال روانی در سه مؤلفه کلیدی خلاصه میشود: رضایت، پریشانی و آسیب.
۱. رضایت: این مهمترین خط قرمز است. در سادیسم جنسی به عنوان یک اختلال، فرد ممکن است به افرادی که رضایت ندارند آسیب بزند. اما در رفتارهای توافقی، رضایت دو طرفه اصل اول است. این بزرگترین فرق سادیسم و مازوخیسم سالم با نوع بیمارگونه آن است.
۲. پریشانی: اگر فرد مازوخیست یا سادیست از تمایلات خود احساس رنج، افسردگی، گناه شدید یا اضطراب کند، این نشانه اختلال است. فردی که با تمایلاتش مشکلی ندارد و به کسی آسیب نمیزند، معمولاً بیمار تلقی نمیشود.
۳. اختلال در عملکرد: اگر این افکار و رفتارها باعث شوند فرد نتواند در شغل، روابط اجتماعی یا زندگی خانوادگی خود درست عمل کند، تشخیص اختلال مطرح میشود.
بافت شخصیت از دیگر نکاتی است که در تشخیص باید به آن توجه کرد. برخی افراد دارای “اختلال شخصیت سادیستیک” هستند (که البته از DSM حذف شده اما هنوز در تحقیقات مطرح است)؛ این افراد در تمام جنبههای زندگی، نه فقط جنسی، بیرحم و کنترلگر هستند. در مقابل، مازوخیسم اخلاقی وضعیتی است که فرد بدون هیچ لذت جنسی، دائماً در زندگی به دنبال شکست و تحقیر است تا احساس گناه ناخودآگاهش را تسکین دهد.
راههای درمان سادیسم و مازوخیسم
آیا سادیسم و مازوخیسم قابل درمان هستند؟ پاسخ به این سوال بستگی به شدت و نوع آن دارد. اگر این رفتارها باعث آزار فرد یا دیگران شود، مداخله درمانی ضروری است. اگرچه تفاوت سادیسم و مازوخیسم در علائم زیاد است، اما رویکردهای درمانی آنها شباهتهای زیادی دارند، زیرا هر دو ریشه در مدیریت هیجانات و تکانهها دارند.
درمان شناختی-رفتاری (CBT)
درمان شناختی-رفتاری یا CBT یکی از رایجترین و موثرترین روشها برای مدیریت اختلالات سادیسم و مازوخیسم است. در این رویکرد، درمانگر بر این اصل تمرکز دارد که افکار، احساسات و رفتارها به هم متصل هستند و با تغییر الگوهای فکری مخرب، میتوان رفتار را اصلاح کرد.

برای افراد مبتلا به سادیسم، هدف اصلی CBT “بازسازی شناختی” است. بسیاری از افراد سادیست دارای “تحریفهای شناختی” هستند؛ به این معنا که آنها درد دیگران را کماهمیت جلوه میدهند یا معتقدند قربانی لیاقت این رفتار را داشته است. درمانگر با استفاده از تکنیکهای خاص، این باورها را به چالش میکشد و به فرد کمک میکند تا مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرد. یکی از تکنیکهای مهم در اینجا، آموزش همدلی است. در این تمرینها، فرد تشویق میشود تا دنیا را از دریچه نگاه قربانی ببیند و دردی را که ایجاد میکند، درک کند. همچنین تکنیکهای شرطیسازی بیزارساز ممکن است استفاده شود، جایی که فانتزیهای آسیبزا با یک محرک ناخوشایند (مثل بوی بد یا یک تصویر منفی) همراه میشوند تا مغز به مرور زمان علاقه خود را به این افکار از دست بدهد.
در مورد مازوخیسم، CBT روی تقویت عزتنفس و مهارتهای جراتمندی تمرکز دارد. درمانگر به فرد کمک میکند تا باورهای زیربنایی مثل “من بیارزش هستم” یا “تنها راه دوست داشته شدن، اطاعت محض است” را شناسایی و تغییر دهد. تکنیکهای “پیشگیری از عود” نیز بسیار حیاتی هستند؛ به فرد آموزش داده میشود که موقعیتهای پرخطر یا محرکهایی که باعث میل به تحقیر شدن میشوند را شناسایی کند و استراتژیهای مقابلهای سالمتری را جایگزین نماید. در نهایت، CBT به فرد کمک میکند تا فرق سادیسم و مازوخیسم سالم و توافقی را از الگوهای بیمارگونه تشخیص دهد و مرزهای شخصی خود را بازتعریف کند. روش CBT در درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هم استفاده میشود.
رواندرمانی تحلیلی
رواندرمانی تحلیلی رویکردی عمیقتر است که به جای تمرکز صرف بر علائم کنونی، به ریشههای ناخودآگاه و تجربیات دوران کودکی میپردازد. بر اساس این دیدگاه، فرق سادیسم و مازوخیسم اغلب در مراحل اولیه رشد روانی و نحوه تعامل کودک با والدین شکل میگیرد. فروید و پیروانش معتقد بودند که این اختلالات مکانیزمهای دفاعی پیچیدهای هستند که فرد برای مدیریت اضطراب، خشم سرکوبشده یا تروماهای حلنشده ایجاد کرده است.
در جلسات روانکاوی، درمانگر فضایی امن ایجاد میکند تا بیمار بتواند آزادانه درباره فانتزیها، رویاها و خاطراتش صحبت کند. هدف این است که تعارضات پنهان به سطح خودآگاهی بیایند. برای مثال، ممکن است مشخص شود که سادیسم یک فرد، تلاشی ناخودآگاه برای غلبه بر احساس ناتوانی و تحقیری است که در کودکی تجربه کرده است؛ او با آزار دادن دیگران، سعی دارد نقش “قربانی” را به “قربانیکننده” تغییر دهد و احساس قدرت کند (همانندسازی با پرخاشگر).
در درمان مازوخیسم با این روش، تحلیلگر ممکن است به دنبال ریشههای احساس گناه شدید یا نیاز به تنبیه باشد. برخی افراد مازوخیست ممکن است به طور ناخودآگاه درد را به عنوان بهایی برای عشق یا توجه پذیرفته باشند. رواندرمانی تحلیلی با استفاده از رابطه بین بیمار و درمانگر (انتقال)، به فرد کمک میکند تا این الگوهای تکراری را بشناسد و نیاز درونی به تکرار تروما (تکرار اجباری) را متوقف کند. اگرچه این روش درمانی طولانیمدت است و ممکن است سالها طول بکشد، اما میتواند تغییرات شخصیتی عمیق و پایداری ایجاد کند و به فرد کمک کند تا درک کند که تفاوت سادیسم و مازوخیسم در روان او چگونه با تاریخچه زندگیاش گره خورده است.
درمانهای دارویی
اگرچه دارو به تنهایی نمیتواند فرق سادیسم و مازوخیسم را در روان فرد تغییر دهد یا الگوهای شخصیتی را اصلاح کند، اما در موارد شدید و زمانی که خطر آسیب جدی وجود دارد، به عنوان یک ابزار کمکی بسیار مهم عمل میکند. درمان دارویی معمولاً برای کنترل تکانههای شدید جنسی یا مدیریت اختلالات همزمان مانند افسردگی و اضطراب تجویز میشود.

اولین خط درمان دارویی معمولاً شامل مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) است. این داروها که عمدتاً به عنوان ضد افسردگی شناخته میشوند (مانند فلوکستین یا سرترالین)، میتوانند سطح سروتونین مغز را تنظیم کنند. از آنجا که کاهش سروتونین با رفتارهای تکانشی و وسواسی مرتبط است، مصرف این داروها میتواند به کاهش شدت و تواتر فانتزیهای جنسی مزاحم و اجبارگونه کمک کند. این داروها به ویژه برای کسانی که احساس میکنند “مجبور” به انجام رفتارهای سادیستیک یا مازوخیستیک هستند و کنترلی روی آن ندارند، مفید است.
در موارد حادتر سادیسم جنسی که خطر تجاوز یا خشونت فیزیکی جدی وجود دارد، ممکن است از داروهای “آنتیآندروژن” (Anti-androgens) استفاده شود. این داروها که گاهی به عنوان “اختیسازی شیمیایی” شناخته میشوند، با کاهش سطح تستوسترون در مردان، میل جنسی را به شدت کاهش میدهند. سیپروترون استات و مدروکسی پروژسترون استات از جمله این داروها هستند. هدف از این درمان، حذف کامل میل جنسی نیست، بلکه کاهش شدت تکانهها به حدی است که فرد بتواند از طریق رواندرمانی روی رفتار خود کار کند. لازم به ذکر است که استفاده از این داروها عوارض جانبی قابل توجهی دارد و تنها تحت نظارت دقیق روانپزشک و در شرایط خاص تجویز میشود. ترکیب دارو با رواندرمانی معمولاً بهترین نتیجه را در درمان این اختلالات پیچیده به همراه دارد.
چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟
دانستن فرق سادیسم و مازوخیسم به تنهایی ضامن سلامت روان نیست. گاهی اوقات این رفتارها از کنترل خارج میشوند و میتوانند خطرات جانی یا روانی جدی به همراه داشته باشند. اگر شما یا شریک عاطفیتان هر یک از نشانههای زیر را تجربه میکنید، زمان آن رسیده که تردید را کنار بگذارید و به یک متخصص مراجعه کنید:
- عبور از مرز رضایت: اگر متوجه شدید که تمایل دارید به کسی که راضی نیست آسیب بزنید (سادیسم) یا در موقعیتی گیر کردهاید که برخلاف میل باطنیتان آسیب میبینید اما نمیتوانید خارج شوید (مازوخیسم).
- آسیبهای جسمی خطرناک: هرگونه رفتاری که منجر به جراحتهای جدی، خفگی یا بیهوشی شود، هشدار جدی است.
- تداخل با زندگی روزمره: اگر افکار مربوط به فرق سادیسم و مازوخیسم و اجرای آنها تمام وقت و انرژی شما را میگیرد، به طوری که در محل کار تمرکز ندارید یا از روابط اجتماعی کنارهگیری میکنید.
- احساس اجبار و اعتیاد: اگر احساس میکنید مجبورید این کارها را انجام دهید و کنترلی روی شروع یا پایان آن ندارید.
- همراهی با سایر اختلالات: اگر این تمایلات با افسردگی شدید، مصرف مواد مخدر یا افکار خودکشی همراه شده است.
به یاد داشته باشید که مراجعه به درمانگر به معنای قضاوت شدن نیست. روانشناسان آموزش دیدهاند تا بدون پیشداوری به شما کمک کنند تا ریشه این تمایلات را بشناسید و یاد بگیرید چگونه آنها را مدیریت کنید تا آسیبی به خودتان یا دیگران نرسد. فرق سادیسم با مازوخیسم در اتاق درمان این است که معمولاً مازوخیستها به دلیل رنج درونی راحتتر کمک میگیرند، در حالی که سادیستها ممکن است به دلیل احساس قدرت کاذب، مقاومت بیشتری نشان دهند.
منابع: Psychology Today – PubMed Central